4:47، چهارشنبه دهم تیر 1388
می دونم عزیز جان،خودم می دونم تو این گیر و دار نوشتن از عشق و دوست داشتن چقدر یه جوریه!اونم توی یه همچین باغ سیبی!اونم یه همچین شانتال درگیری!شانتالی که حاضره درگیر تمام مسائل احمقانه ی دنیا بشه تا دنیای کوچیک و بسته ی خودش رو فراموش کنه...از چند نفر شنیدین که "دوست داشتن از عشق برتر است"؟حتما این جمله یه گوینده ی اسمارت داشته!انقدر اسمارت که نقطه ضعف طرفشو ظرف سه مین دیده..وای که منو کشتونت این واژگان خارجوی!اسمارت و کیوت و مین و لاو! ولی خوب واژه ،واژه است...وقتی می خوای این همه خودمونی و محاوره ای منظورو برسونی راستش خیلی هم مهم نیست متعلق به چه زبانیه و با چه حروف نوشته میشه،گاهی فقط تا ته ابتذال فکر آدم ُ نشون می ده...آخ که الان فکرم چقدر مبتذل و ضایع شده!چقدر یه جوریم...یه جور گم و گیج.داشتم میگفتم:از چند نفر شنیدین که "دوست داشتن از عشق برتر است"؟ ،خود من اگه پا بده روزی 500 بار تکرار و نشخوارش می کنم ولی راستیاتش هیچ وقت نفهمیدم واقعا ربطشون چیه؟من فندقی که برادر فسقلی ده ساله ام باشه رو دوست دارم،واقعا دوستش دارم و حاضرم براش بمیرم ...اگه اون حرف درست باشه پس دوست داشتن از عشق برتره چون بچه ای که تقریبا توی بغل خودم بزرگ شده و سلایقش رو از علایق من داره کسب می کنه رو انقدر دوست دارم که حاضرم براش بمیرم ولی وقتی برای اولین بار یه آقای محترم وارد زندگیم شد که دلمو تالاپ تولوپی کرد فهمیدم عشق و دوست داشتن با هم فرق داره...اینو باید حسش کنی تا بفهمی،عشق و دوست داشتن با هم فرق داره و هیچ ربطی بهم نداره...قابل قیاس نیست،از یک جنس نیست.بی تعارف بگم،عشق به نظر من یک جنبش حسی هورمونیه!خیلی حس قشنگ و باحالیه که با تماس های فیزیکی کامل میشه و عمرا نمیشه بین چند نفر تقسیمش کرد،نه اینکه خدا یکی عشق یکی!نه...به قول معروف هرگز نگو هرگز!چه ربطی داشت؟ربطش در زنده بودن آدم زنده و تا آخرین نفسش نیاز به عشقه! ولی در آن ِ واحد آدم فقط عاشق یکی می تونه باشه در حالیکه می تونه آدمهای زیادی رو تا سر حد مرگ دوست داشته باشه: مثل دوست داشتن فرزند یا مادر و بهترین دوست دوران کودکیه...حالا شاید دوست داشتن از عشق برتر باشه ولی اینو خوب یاد گرفتم که رابطه ی she با he رو دوست داشتن(حتی از نوع خیلی زیادش) کامل نمی کنه.دوست داشتن خیلی منطقی و ملموس تر از اونیه که آدمو به هیجان بیاره و نمی دونم چند نفر مثل من زندگی می کنند ولی من برای حس کردن مردی که کنارمه به هیجان احتیاج دارم...
پ.ن.: هیچی بهتر از روراستی آدم با خودش نیست...اینو تقریبا یک ساله که یاد گرفتم.
شانتال
