17:20، دوشنبه هشتم تیر 1388
((نمی توان آن را خواست،چرا که در خود،فرجام است.نمی تواند خیانت کند،چرا که بر آن تملکی وجود ندارد.نمی تواند اسیر شود،چرا که همچون رود است و از کرانه هایش طغیان می کند.کسی که بکوشد عشق را اسیر کند،باید که قطع کند سرچشمه ای را که عشق را تغذیه می کند؛ و با این کار آبی را که می تواند به او برسد،راکد می ماند و می گندد))
ساحره ی پورتوبلو-کوئیلو
ساحره ی پورتوبلو-کوئیلو
پ.ن.: تصور کن که ما چه خنده دار اسم تملک را عشق می گذاریم،عشق جاری ترین و عجیب ترین حسی ست که کائنات آفریده است.
شانتال
