تبليغاتX
وسوسه ها - داستان بسیار مهم و جذاب و خواندنی دندان درد من! (قحط سوژه)
وسوسه ها
Design By: RezaRaza@gmail.com
شانتال فقط یک اسم است،مثل پری،زری و شهین!
10:14، چهارشنبه بیستم دی 1385
داستان بسیار مهم و جذاب و خواندنی دندان درد من! (قحط سوژه)

داستان دندان درد من داستان آن دخترک موطلایی و کفش بلوری ای نیست که  هنگام بوسیدن شاهزاده ی خوش قیافه ناگهان با ضرب وقت نیمه شب دندانش تیر بکشد و  لپ سمت چپش با سرعتی برق آسا ورم کند و او از ترس آبروریزی آنچنان تند فلنگ را ببند که یکی از کفشهای بولروینش را جا بگذارد و مملکتی را برای یافتنش در به در کند!.داستان دندان درد من داستان دخترک معمولی است که با هزران ترفند خود را از شر نگه داری برادر 7 ساله اش فارغ میکند و تا تصمیم میگیرد در خانه ی خالی و ساکت و آرام کمی فیلم ببیند ،کتابی بخواند و سیگاری دود کند ، ناگهان با احساس کمی درد در لثه ی فوقانی چپ ، ظرف یک ربع لپش اندازه ی یک توپ تنیس ورم میکند! و اینگونه میشود که مثل معتادان خمار از جنس دور افتاده خانه را در به درد اسپری بی حس کننده جستجو میکند و چون دست پیدا نمیکند به ناچار به یکی از قرصهای گران! و بسیار عزیز پدرش دست برد میزند و برای 6 ساعتی از درد خلاصی می یباد و بعد هم عین بچه ای خوب آن شب زود میخوابد تا دردی که باز میگردد را احساس نکند!

دایی جان با کمی عصبانیت و کمی طنز : این چه وضع دندونه! تو آخرین بار کی اومدی اینجا؟!
من با مظلومیت و کمی خجالت: همون حکایت کوزه گر و کوزه ی شکسته است دیگه دایی جونم! فکر کنم 8 سال پیش بود!
دایی جان: چه آبسه ای کرده!
من: دستم به دامنت،نه دستم به روپوشت!،من چه جوری با این ریخت از خونه برم بیرون؟!

بعد از زدن آمپول عضلانی! خانوم آمپول زن مرحمت فرمودند و گفتند: شما چقدر شکل فروغید! توی سریال باغ مظفر!
من در حال اشک خون ریختن از درد! :آره بابام خان دروسه! البته به شرط اینکه این نصف لپم شبیه اون یکی نصف لپم بشه!

شانتال