
۱- چند شبه، بی خوابی بدی دارم.درواقع از شدت فکر و خیال نمیتونم بخوابم.به چی فکر میکنم؟نمیدونم..صبح که پا میشم یادم میره!
۲- احساس دلشوره ی بدی دارم.یه جوری گسی نا محسوس که تا ته خیالم رو خاکستری کرده.با اینکه این روزها نه تنها هیچ مشکلی ندارم و ایام به کاممه!این روزها خرمالوئیه!خوشمزه اما گس...
۳- عکس رو فقط به این دلیل گذاشتم که دیدنش اعصابم رو خورد میکنه: مایوی شنبلیله ای با موهای جینگولی!تصویر دریا رو نابود کرده!
۴-راستش احتیاج به سفر دارم.نه اینکه بار و بندیل ببندم و به جایی دور از تهران برم...نه!منظورم یه سفر فکریه.یه سفر روحی.چی می شد اگه توی خونه ی خودت،توی شهر خودت،توی اتاق خودت،کنار آدمهایی که هم دوستشون داری هم گاهی ازش دلخور میشی،حس سفر رفتن و بیخیالی و شاد بودن پیدا میکردی...((من اگر تازه تر شوم به آنها که دوستشان میدارم عشق بیشتری خواهم داد،ظرف انرژیم ته کشیده است))

