تبليغاتX
وسوسه ها - راز های مگو
وسوسه ها
Design By: RezaRaza@gmail.com
وسوسه یعنی سیب سرخ حوا...
3:45، سه شنبه بیست و یکم آذر 1385
راز های مگو

برای ((ع م)):

چرا به کسی نگویم اولین بار که با هم بیرون رفتیم،سر از یک گورستان قدیمی درآوردیم؟!

جای قشنگی بود

قبرهای قدیمی و جالب،مثل موزه بود!

روز خنک نمناکی ،اواخر مهر ماه

اگر همان روزها عاشقت بودم(میدانی که بعدتر عاشقت شدم،آن روز بیشتر از هر چیزی دو دوست بودیم) کنار یکی از همان قبرهای جالب میبوسیدمت!شاید هم بغلت میکردم...آن جا چیزی آرامش دهنده داشت

چندماهی طول کشید تا ضربان قلبم با شنیدن نامت چند برابر شود و آغوش گرمت بزرگترین نیاز قلبم

اما هیچ وقت دست از تحسین کردنت نکشیدم

و همیشه احترامی برایت قائل بودم

فکر کنم همین ها به مرور مرا عاشقت کرد

من شیفته ی آن انسانیت پنهانی شدم که رازش را در نگاه مهربانت داشتی

شانتال