23:19، چهارشنبه پانزدهم آذر 1385

صدای مردانه ی زیبایی که شعری را زمزمه میکند،قهوه ای که در آرامش نوشیده میشود،نغمه ی دلنشین موسیقی،پوشیدن کت و کلاه و در سرما قدم زدن،لم دادن زیر کرسی،لباس دلکولته ی شبی که تازه خریده شده،رژ لب خوشرنگ،آغوش مادر،بوسه های عاشقانه ی طویل المدت،رقصی دو نفره، خنده های طولانی که منجر به دل درد میشود، نامه ای از دوستی دور، نوشته ای چند خطی در وبلاگ یک دوست،نوشته ی یار در این وبلاگ، ایمیلهای هر روزه ی دوست، خندیدنهای دو نفره ی دو همکلاسی قدیمی و ... چقدر دلیل برای بی دلیل شاد بودن... این روزها شاید گاهی بگریم اما عمیقا شادم...
شانتال

