3:56، شنبه بیست و پنجم خرداد 1387
ممکنه توی زندگی روز یا شبی باشه که یه عمر برای رسیدنش صبر کردی ،صبر کردی...به خودت امید رسیدن دادی...به خاطر اون امیدواری زندگی کردی...و وقتی اون شب با روز خاص رسید یهو فهمیدی که خیلی دیر شده...دیر رسیدی،دیر رسیده...ولی دیگه اشک ناز نمیکنه!عین بچه ی آدم کمکت می کنه تا خلاص شی...و باز به صبر کردن ادامه بدی و تصور کنی ممکنه در آینده روز و شبی باشه که بشه باز بهش امید داشت و براش زندگی کرد...حتی اگه تمام صورتت از اشک خیس بشه و چشمات تار بشه و قلبت پر از افسوس...ولی ته دلت آگاهی که این گوهر نایاب سهم تو شد...و چه خوب که به وصال نرسید،که ...آفت عشق وصل یا بوسه!
شانتال
