تبليغاتX
وسوسه ها - من،من و باز هم من...
وسوسه ها
Design By: RezaRaza@gmail.com
وسوسه یعنی سیب سرخ حوا...
15:49، جمعه دهم خرداد 1387
من،من و باز هم من...
وقتی چیزی مینویسم،یا به تعبیری داستانی می نویسم دقیقا دارم حس اون لحظه رو مینویسم...چیزی که شاید چند روز بعد کاملا تغییر کنه.اشکالات فنی کارهامو هم خوب می دونم...تابه حال چندین بار بهم گفته شده برای یه داستان کوتاه بیش از حد تعدد شخصیت دارم و یا لحن و گفتار نوشته ام خیلی دم دستی و بی ویرایشه و بعضا متعلق به چند سال پیش...نمیگم مهم نیست.نه مهمه!واقعا از لحاظ تکنیکی مهمه.ولی از منظر حس و حالی که وارد داستان کردم نمیتونم تغییری ایجاد کنم.این درست مثل ویرایش بخشی از خودم میشه.درواقع داستان نوشتن برای من مثل بیان اتفاقاتیه که دوروبرم میبینم...داستان زنی که با وجود مستعد و پرشور بودن در زندگی روتین روزمره غرق شده و یا داستان مردی که همسرش سالها پیش مرده و در توهم خیانت زندگی میکنه...داستانهایی که در زندگی اطراف من جاریست...داستانهایی که گاهی حس میکنم وظیفه ی نوشتارشون بر گردن منه...من بی ویرایش می نویسم.اصلا بی ویرایش حرف میزنم...من داستان نویس نیستم...من قصه گو شدم.قصه گوی داستان هایی که سر راهم قرار می گیرند و مرا در وسوسه ی دائمی نوشتن قرار می دهند...من پر از وسوسه ی نوشتنم...مینویسم تا اگر وقت کردی و خواندیش ،کمی...فقط کمی به آدمهایی که فرصت حوشحال زندگی کردن را از دست دادند فکر کنی...
شانتال