تبليغاتX
وسوسه ها - سایه ام دندان درد دارد
وسوسه ها
Design By: RezaRaza@gmail.com
وسوسه یعنی سیب سرخ حوا...
3:15، پنجشنبه دوم خرداد 1387
سایه ام دندان درد دارد

 

چشمهامو می بندم و متمرکزانه بهش میگم: من دارم سعی خودمو می کنم.نمیبینی؟دارم تمام تلاشمو می کنم...دارم سعی میکنم.

صدای موذیش بلند میشه که: تو فقط به تماشا نشستی.هیچ غلطی نمی کنی.هیچی...فقط می خوای زمان بگذره تا این روزها هم تموم شه.

عصبیم میکنه،بهش میگم: حرفت نامردیه.همین صبر و تحمل کردن هم خودش کلی سعی کردنه! من دارم سعی می کنم.

به لحن عاقل اندر سفیه میده به صداش و میگه: تو می ترسی؟شایدم برات مهم نیست؟کی میدونه...شاید فقط تنبلیت میاد...عادت کردی به مفت خوری.عادت کردی بشینی تا بقیه برات ردیفش کنند.

کاش خفه شه...کاش خفه شه...کاش خفه خون بگیره...طاقتمو طاق کرد...دوست دارم سرش جیغ بزنم اما نصفه شبه و همه خواب. چشمهامو باز می کنم و نفس عمیقی می کشم ، بهش می گم: دردت چیه که میای سراغ من؟نصفه شبی کار بهتری سراغ نداری؟وقتی منو نمیفهمی چه اصراری داری صحبت کنیم؟

میگه: وقتی خودت صدام میکنی میگی چه کار کنم؟

بغضم از فشار کلافگی می ترکه و میگم: خوب نیا...نیا.اگه تو رو صدا می زنم از تنهایی و خریتمه.تو نیا...نیا .تو همون سایه ها بمون.

و دیگه صداش نمیاد.خفه خون می گیره...تمام بالش لعنتی خیس اشک شد.

شانتال