مشغول مزه مزه کردن گفتگو با آل پاچینو نوشته ی لارنس گرابل هستم.همیشه با خودم فکر کردم چه بازی خشنی، چقدر وحشتناک و خیره کننده...عالیه که این قدر وحشتناک بودنُ طبیعی بازی میکنه.با اون چشمهای بی صاب مونده ی ببر بی قرارش!یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی!از یه دیدگاه کاملا زنانه، آل پاچینو به نظر من شدیدا جذاب و خواستنی بوده و خوب این چیزی نیست که یه مخاطب مرد متوجه بشه...بازیگران سرشناس هالیوود اغلب خوش تیپ و جذابند اما بعضیاشون انگار به خاطر نقصهای چهرشون از اونایی که عالی به نظر میان،عالی ترند! بگذریم از اینکه خانم سفید برفی معتقده سلیقه من در انتخاب مردها اغلب یک تراژدی عظیم بوده!
خودم از اول تا آخر پاراگرافو خوندم و احساس کردم نباید اینها رو اینجا مینوشتم!بگذریم!!
غرض این بود: تنها کسی که خواستار بازی پاچینو در نقش مایکی کورلئونه بود، کسی نبود جز کارگردان فیلم یعنی کاپولا. تهیه کننده و کمپانی عرضه فیلم مترو گلدن مایر از به کار گرفتن پاچینو برای چنین نقشی سخت می ترسیدند و انتخاب اولشون جک نیکلسون بود.پاچینو به خاطر کاپولا تست میده و البته از نظر کارگردان کاملا اوکی میشه اما ((اونها میگفتن چهره ام به آدمی که کالج رفته باشه نمیخوره، خیلی اعصاب خورد کن بود یادمه به فرانسیس گفتم نمیخوام جایی که منو نمیخوان بمونم ،پس خواهش میکنم فرانسیس دیگه از من تست صدا نگیر،تست گریم نگیر،بدون این فیلم هم میتونم زندگی کنم. گفت: نه تو باید این نقشُ بازی کنی.))
شرط میبندم وقتی اون مایکی معروف رو ساخت و فرستاد روی راشهای دوربین کاپولو، خیلیا اصلا انتظارشو نداشتند.اون وقت بعد از این همه سال ما بعد از دیدن فیلم با خودمون فکر میکنیم این بابا انگار فقط واسه این نقش ساخته شده بود یا برای نقشی مثل تونی مونتانا!

