تبليغاتX
وسوسه ها - من دیوونه نیستم ، روان پریشم!
وسوسه ها
Design By: RezaRaza@gmail.com
وسوسه یعنی سیب سرخ حوا...
1:42، جمعه شانزدهم آذر 1386
من دیوونه نیستم ، روان پریشم!

 

 

 

Miss Potter ، Gracie ، Inland Empire  فیلمهای دیده شده در بیست و چهارساعت اخیر...از اون روزهایی شد که همینجوری چشمام دوخته شده بود به صفحه تلویزیون! البته اگه فکر میکنید خوب گذشته، باید بگم سخت در اشتباهید...بگذریم.

Inland Empire ساخته دیوید لینچ همونطور که باید، یک فیلم به تمام معنا متفاوته. از آن متفاوتها که واقعا مخاطب خاص خودش رو داره. حقیقتش هیچ از سینمای لینچ خوشم نمیاد و فیلمنامه ی جاده مالهالند رو 10 بار خوندم و هیچی ازش نفهمیدم! به نظر من وقتی قراره فیلمی یک داستان روایت کنه بهتره این داستان به شیوه ی مفهومی تعریف بشه. نگاه دیوید لینچ به مقوله سینما یک نگاه بسیار شخصی و خاصه و علاوه بر اینکه مخاطب عام (شخص بنده!) رو هیچ وقت جلب نمیکنه، برای باقی علاقه مندان سینما هم دو راه باقی نمیذاره: آنها یا فیلم رو کاملا میفهمند(با توجه حواس ممکنه!) و منظور سازنده رو حقیقتا درک میکنند و  نهایت متوجه میشند این فیلم اصلا چی بود! یا اینکه مثل اون مخاطب عام فقط خط کلی داستان رو میگیرند و از جزئیات داستان زیاد سر در نمیارن ولی هیچ وقت از عدم درک فیلم حرفی نمیزنند! یه چیزی جالب در مورد این فیلم اینه که من آخرش ربط اسم فیلمو با موضوع فیلم  نفهمیدم!

 

در هر حال من قادر نیستم وقتی فیلمیو شروع به دیدن و کتابیو شروع به خواندن کردم، رهاش کنم...نه به خاطر جذابیتهای احتمالا نداشته اش،بلکه به خاطر ذهن شدیدا خیال پردازم که اگر بهش پایان فیلم و کتاب رو نشون ندم ،خود به خودش شروع به ساختن پایان های عجیب غریب میکنه و یه شب تا صبح منو از خواب محروم! یکی از دوستام معتقده من ذاتا یک دیوید لینچم!  

شانتال