0:35، یکشنبه بیست و یکم آبان 1385
یکی از دوستام یه حرف جالبی زد:واسه همینه که حتی اگه وبلاگ مینویسم به خیلی از دوستانم آدرسشونو نمیدم. چون بعد اگه بدونم آدرسمو دارند و سراغم نمیان بیشتر اذیت میشم.
این دقیقا یکی از دلایل من برای ندادن ادرس وبلاگم به دوستانیه که مدتها دوست وبلاگی من بودند.مثل پردیس،دکتر بابک و خیلیهای دیگه که گه گداری به نوشته هام سر میزدند و حال و احوالم رو کشف میکردند! درواقع الان هم به همین دلیل کامنت وبلاگمو باز نمیکنم.نمیخوام وقتی وبلاگمو باز میکنم ببینم کیا خوندن...و در واقع کیا نخوندن!
البته به اعتقاد یه دوست دیگه ،وبلاگ یه جای خصوصیه و بیشتر شبیه دفترچه خاطراته،مسخره است که در مورد خاطره های دیگران نظر بدیم...
ولی از اونجایی که وبلاگ من تکه تکه های نگفته (گاهی پیش پا افتاده ،گاهی مهم) دلمه، همچنان به نوشتنش نیاز دارم...
شانتال

