2:12، یکشنبه پانزدهم مهر 1386
![]()
نیازمند یک خواب وحشیانه ام!خواب وحشیانه یعنی خوابی که برای مدتها طول بکشه و هیچ رویا و کابوسی در آن نباشه...واقعا دلم میخواد برای یک مدت طولانی بخوابم. میدونم که شبیه یک جور فرار و گریزه ، و میدونم که از این کار هیچ سودی عایدم نمیشه و در نهایت باید بایستم و با همه چیز همونطور که قبل از خوابم بودند مواجه بشم، اما فعلا به کمی نبودن احتیاج دارم.
مشخصه که باز دارم چرت میگم ولی خوب...آرزو بر جوانان عیب نیست،منم که فعلا جوونم و صدها آرزو به دل!
پی نوشت بی ربط: راستش من هیچ عوض نشده ام.شاید کمی عوضی شده باشم اما هرچه فکر میکنم میبینم همانم که بودم...واقعا هیچ تغییری نکردم.این رو همون لحظه ای که فکر کردم عوض شدم فهمیدم!فهمیدم هیچ عوض نشدم...احمقانه است!گذر زمان پس به چه درد میخوره؟!
شانتال
