
چند شبه که چند گربه ی وقت نشناس نیمه شب زیر پنجره ی اتاقم جیغهای عجیبی می کشند.بیشتر شبیه صدای ناله های انسانیست که درد میکشه.این چند حالت داره:
1)عوارض فصل بهار و جفت گیری و اعمال بی ناموسیست
۲)صدای گربه های خسته و درمانده ایست که هر چه در این سرما به دنبال خوراکی گوشه کنار خیابان را جستجوی میکنند هیچ نمی یابند،چون طرح مکانیزه ی جمع آوری زباله خیلی وقته اجرا شده و این ناله های دردناکشان اینگونه ترجمه میشود: آقا پیشولی چه کار کنیم...
3)اجنه به محله ی ما نفوذ کردند
4) بیچاره ها چند شبه هی دارند به زبان پیشولی میگند: همین روزها دیشهای ماهوارتون رو جمع میکنندها!.نه که ما زبونشون رو نفهمیدیم نتونستیم از این پیش اگاهی استفاده کنیم، امروز برادران همیشه در صحنه ی نیروی انتظامی ریختند توی محل و دیشها رو جمع آوری کردند واز افزایش فساد خون اهالی محل کاستند،خیرشون با خودشون!
5) میدونند من شبها وقتی سیگار میکشم پنجره ی اتاق رو باز میکنم و از طرفی خیلی هم از گربه ها میترسم، پس برای اینکه من دیگه سیگار نکشم و سر به راه شم میان زیر پنجره ی اتاق من و انقدر میو میو های ناله ای می کنند تا من بترسم و پنجره رو باز نکنم و سیگار نکشم!
...به هرحال موارد زیادی برای حدس زدن وجود داره ، اما چیزی که هست تا وقتی که اینها ساکت نشند من از ترس خوابم نمی بره! جدی میگم!
پی نوشت: خانوم چشم مهربان میگی چه کنم؟!خوب از پیشی و اقوام پیشی میترسم!

