تبليغاتX
وسوسه ها - وسوسه ی اپیزودیک
وسوسه ها
Design By: RezaRaza@gmail.com
وسوسه یعنی سیب سرخ حوا...
1:5، دوشنبه ششم فروردین 1386
وسوسه ی اپیزودیک

1- طمع.سه حرفه.ط میم عین. شرح و بسط موضوع کمی دشواره. در کل میشه گفت من یه چیزی دارم که خیلی خوبه،اما درگیر شرایطی شدم که چیز بهتری رو نصیبم میکنه.میدونم چیز بهتر یه چیز مطمئنتر نیست...به هرحال نزدیک به طمع کردنم. سخت مشغول مقاومتم.به همین دلیل یکم عصبی و گیجم که البته مساله ای نیست!عوارض همراهی با وجدانمه!
2- به قول مامان دلم آشوب شده.به قول مامان بزرگ دارند تو دلم رخت میشورند.به قول مادرجون خدا بیامرز دلم مثل سیر و سرکه میجوشه...حالا واسه چی؟خودمم نمیدونم.شایدم میدونم اما نمیخوام به زبون بیارم.میگن کلمات خدا هستند،وقتی بیان رو زبونت فضای اطرافت رو برای همیشه تسخیر میکنند.
3- این فیلم مل گیبسون اسم چی بود؟کاپاکا...نمیدونم!، قشنگ بود. کاش همون شبی که دیدم در موردش مینوشتم(که نمیشد!آخه مهمون داشتم).الان خیلی پرتم.
4- سه شنبه به احتمال قوی میرم شیراز.به احتمال قوی تر پردیسو رو میبینم.به احتمال قوی و قوی تر تو حافظیه بست میشینم تا مرادمو بگیرم!دلم برای مرادم تنگ شده!
5- من یه مرگمه! حالم بد نیست اما یه مرگیم هست... نکنه...

شانتال