تبليغاتX
وسوسه ها - بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو
وسوسه ها
Design By: RezaRaza@gmail.com
وسوسه یعنی سیب سرخ حوا...
1:27، دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو

دست و دلم به نوشتن نمیره.از این ساده تر نمیشه چیزی که هست رو گفت.انگار این سالی که داره میره ،مهری میشه روی همه ی چیزهایی که نباید اتفاق می افتاد(یا باید می افتاد و من نفهمیدم چه جور اتفاق افتاد).علی می پرسه: وبلاگ آپ دیت نمیکنی؟.
وقتی خوشحالم، وقتی انرژی دارم دوست دارم بنویسم...قسمت کنم تمام چیزهایی که زیر پوستم رو قلقلک میده. وقتی هم گیج و گنگ و ناراحتم خالی از گفتن میشم.اینجور وقتها حالم از خودم بهم میخوره. پریود روحی روانی آخر سال!هر چی فکر میکنم چیزی که سال 85 رو برای من شاخص کنه پیدا نمیکنم.اصلا انگار هر کاری تو این یه سال کردم هیچ کار خاصی نبوده...راستش حتی یادم نمیاد چه کارها کردم!
تنها چیزی که الان تو ذهنمه ششم آذره...روزی که مادربزرگم مرد.
این چند سال اخر همیشه سال تحویل ها پیش هم بودیم. پارسال هم که نیومد خونه ی ما هفت سین درست کردیم و رفتیم خونه اش.
هنوز بودی اسکناس تای نخورده ی لای قرآنش تو ذهنمه. بوی عیدی های بچگی ها رو میداد...
و وقتی بغلم کرد پیشونیمو بوسید...

شانتال