تبليغاتX
وسوسه ها - سنگ قبر
وسوسه ها
Design By: RezaRaza@gmail.com
وسوسه یعنی سیب سرخ حوا...
23:45، جمعه یازدهم اسفند 1385
سنگ قبر
از وقتی خاکش کردند فقط سه بار رفتم سر خاکش.سوم،هفتم و چهلم.حالا میدونم یه سنگ سیاه هم روی قبرشه.ندیدم اما میدونم...میدونم روش نوشته شده آرامگاه مادری مهربان و فداکار ...
خط سیاه ریمل از زیر چشم تا چونه یعنی هق هق تبدیل به اشک شد.تصویر آرام و مهربانش با روسری و بلوز سیاه(محرم پارسال ،دماند) یعنی مادری هم مثل پدر بزرگم برای همیشه رفت توی قاب عکس.پدر بزرگی که همین دو روز پیش یازدهمین سالگرد فوتش بود.حالا فاصله ی این دوتا به اندازه ی چند ردیف قبره.
مادری از توی قاب چشمک میزنه.خندم میگیره.همیشه کاراش آدمو غافل گیر میکنه.مردنش هم عین بقیه  ی کاراش یهویی بود...
تو دلم ارزو میکنم یکی پشت سرم وایسه و بغلم کنه تا گریه کنم.
کسی نیست...همه رفتند سر خاکش.من نرفتم...
طاقت دیدن سنگ سیاه روی قبر رو ندارم...
شانتال